نجم الدين ابو الرجاء قمى

389

تاريخ الوزراء ( فارسى )

فرق فرقد 134 ر فرق ملك عدل جهان به سياست او بياراستند 206 ر فرق ميان قدم و فرق 122 ر فروچكيدن 187 پ فروآمدن 204 پ فريشتهء ديوان ديوان 226 پ فسحتى ظاهر شد 186 پ فسوى در مدلفه 137 پ فصاد احرف رگ بريده 203 ر فصاد فنا 39 ر فصل بهار هم چنان كه بلبل او به آواز آورد و گربهء ديگرى را نيز به آواز آورد 184 ر فصل تهنيت 146 ر فصل ربيع در رمضان 232 پ فصل نوشتن 152 پ فصول از جواهر اكليل ملك آمد 210 ر فضالهء جرعهء فضل 124 پ فضل او بهار باغ‌آراى روزگار آمد 224 ر فضل او در دبيرستان علم تختهء زرين بود 224 ر فضل او نرگس باغچه علوم بود 109 ر فضل را بازارى نبودن 221 ر فضلاء را از درخت اميد بارى نيست 30 پ فضلا را از مساعدت دنيا استغناء باشد 33 ر فضول پيش گرفتن 166 ر فضول شدن 187 پ فطام بودن 65 پ فلك است كه به جملهء جهان محيط باشد 231 پ فلك چون چنبر دف رنگين ، بىسر و بن است 99 پ فلك‌خواهان آن شد كه خاك قدم او شود هفت قدم 230 پ فلك دفع چشم او سپند مىسوخت 145 پ فلك را از پيوسته گشتن باكى نباشد 54 ر فلك رنگى ديگرى آميخت 149 ر فلك سخت كمان‌تر از ايشان آمد 200 پ فلك فيروزه 30 ر فلك مهره‌باز با وى دستى بدنما باخت 173 پ فلك مهره بسيار چيند 125 ر فلك نادر راى ، نقشى چون ندب‌آراى او كم زند 192 ر فلكى بود ، اظهار ستاره‌هايى كرد كه بدان آراسته شد 207 پ فنا نتيجهء بقا است 218 پ فواره جوىها برگشودن 218 پ فواق فتنه بر كسى افتادن 198 پ فهرست مفاخر 45 ر فيلسوف‌وار انديشه كردن 127 پ ق قالب بىقلب 140 ر قاع صفصف 114 پ قاعدهء قديم 217 ر قامت نرگس كه زر دارد راست باشد ، و قامت بنفشه كه زر ندارد ، كژ باشد 99 ر